سلطان محمد مطربي سمرقندي
407
تذكرة الشعراء ( فارسي )
بايد كه شيشهء شراب مهيّا سازى . عبد اللّه به مضمون : « جان گرو و جامه گرو » هرچه داشته به رهن شيشهء شراب داده و آن شيشه را آورده ، در خانه گذاشته و قدرى گوشت ، در خانهء ديگر ، در ديگ كرده و منتظر مقدم منظور مىبوده ، قبل از آنكه آن نازنين تشريف آرد ، سگى آمده و آن گوشت را از ديگ ربوده ، مقارن اينحال ، منظور آمده ، عبد اللّه بر سر ديگ آمده تا گوشت را به رسم ماحضر بكشد ، بسيار جسته و كميافته ! منظور گفته : اى عبد اللّه چه مىشود ؟ صورت واقعه را معروض ساخته ، مطلوب متبسّم شده گفته كه : اگر گوشت نباشد بارى شراب صافى اگر موجود شود كافى است ! عبد اللّه به خانهء ديگر درآمده ، شيشه را گرفته برآمده ، ناگاه ژاله از آسمان آمده و بر شيشه زده ، شيشه شكسته و شرابها ريخته ! عبد اللّه در خشم شده ، به خانه درآمده و ديگ را از شوربا خالى ساخته و بيرون برآمده ، تهديگ را به جانب آسمان داشته و گفته ، ديگر چيزى نماند ، اگر زورى دارى اين را بشكن ! ! حكايت ديگر : مخدومى حسن خواجهنثارى ، در كتاب مذكّر احباب ، آوردهاند كه : مولانا مجلسى ، كه از شعراى معتبر است ، در مدح خسرو جمجاه بابر پادشاه ، قصيدهاى « 1 » گفته بوده كه مطلع آن قصيده اين است : مطلع : ساقيا خيز كه مشّاطهء باغ است نسيم * دستهء آينهء « 2 » جام كن از ساعد سيم چون به سمع اشرف شهريار مذكور رسانيده ، در اثناى خواندن قصيده ، پادشاه به جود مقرّر كرده ملّا را به هفت هزار تنگه ، در آن عسكرگاه كامران سازد . به يك ناگاه در آن حين رباعى هجوى كه مير محمّد صالح ، پادشاهان جغتى را كرده ، به خاطر پادشاه رسيده ، از ملّا مجلسى پرسيده كه مير محمد صالح ، به چه تقريب پادشاهان جغتى را به
--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( قصيدهها ) . ( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( آئينه ) .